زندگی نامه من

زندگی‌نامه من

از کودکی همیشه به دنبال پاسخ‌هایی بودم که هیچ‌کس برایشان جوابی نداشت. در ۱۹ سالگی، دچار بحرانی شدید از نظر احساسی و فکری شدم و تصمیم گرفتم به جبهه جنگ بروم، با این نیت که شهید شوم. تصورم این بود که با شهادت هم از این بحران هم خلاص خواهم شد و هم به بهشت خواهم رفت. در آن زمان، با آموزه‌های نادرست، چنین تصویری از جهان پس از مرگ در ذهن عموم جوانان شکل گرفته بود. دوستانم جان خود را از دست دادند و من، برخلاف انتظار، زنده ماندم. سال‌ها طول کشید تا بفهمم چرا زنده ماندم و چه رسالتی در انتظار من بود.

با افزایش سن، ذهنم پر از یافته‌هایی شد که درهم و برهم به نظر می‌رسیدند و مرا به نتیجه‌ای مشخص نمی‌رساندند، به‌ویژه زمانی که شکست‌های پیاپی و مشکلات زندگی، یکی پس از دیگری، مرا احاطه کردند. در نهایت، این چالش‌ها در سال ۲۰۱۲ مرا به مهاجرت به اروپا واداشت، جایی که مجبور شدم از فرزندم – که حتی یک روز دوری‌اش برایم غیرقابل‌تحمل بود – جدا شوم. علاوه بر رنج شکست‌های مالی، اکنون زخم جانکاه دوری از فرزندم را نیز به دوش می‌کشیدم. آن روزها نمی‌دانستم که تمام این سختی‌ها، طرحی الهی برای رشد من هستند. همه‌چیز را سیاه و تاریک می‌دیدم.

اما نقطه عطف زندگی من زمانی بود که دریافتم مشکلات، نه برای نابود کردن من، بلکه برای ساختن نسخه‌ای مقاوم‌تر، خلاق‌تر و آگاه‌تر از من هستند. به نکته مهمی پی بردم و فهمیدم که در دل سختی‌ها، بهترین ایده‌ها و تفکرات به سراغ ما می‌آیند و این مسیر داشت مرا به سمت موفقیت هدایت می‌کرد. دیگر منتظر کمک دیگران، خدا یا الطاف جهان هستی نماندم. پس از ۱۵ سال تحمل سختی‌هایی که روزبه‌روز شدت می‌گرفتند، تصمیم گرفتم دیگر ناله و شکایت نکنم و راهی متفاوت را امتحان کنم.

راهی که پذیرش آن برای عقل سلیم ناممکن بود. پس عقل، منطق و استدلال را کنار گذاشتم و به ندای قلبم گوش سپردم. قلبم مدام می‌گفت: بپذیر… بپذیر و رها شو. نمی دانستم باید چه چیزی را بپذیرم، پرسیدم چه چیزی را باید بپذیرم؟
باز قلبم گفت: بپذیر و رها شو. خودت را ببخش. اشتباهات را بپذیر و خودت را ببخش. پس پذیرفتم که در همه مشکلات، خودم مسئول بوده‌ام و کسی جز من در این سرنوشت دخیل نیست. دیگر نه از کسی کینه ای بدل داشتم و نه کسی را مقصر فلاکت خود می دانستم . از هیچ‌کس انتظار کمک نداشتم و دانستم که باید به‌تنهایی از این مسیر عبور کنم.

اما آن روزگار وحشتناک همچنان ادامه داشت، روزهایی که هر لحظه‌اش برای من به اندازه یک سال می‌گذشت، بی‌آنکه تغییری رخ دهد. روزی از اعماق وجودم فریاد زدم: «هرچه در توان دارید برای شکستن من به کار بگیرید، من می‌پذیرم که اشتباه کرده‌ام!» تمام زود خود را بزنید. من می پذیرم. روز بعد، مشکلات شدت گرفت. احساس می‌کردم جانم را از دست می‌دهم، اما باز هم گفتم: «بیشتر…بیشتر!» و ناگهان، مانند دریای طوفانی که یکباره آرام شود، همه‌چیز تغییر کرد. درونم آرام، شاد و سبک شد، گویی هیچ مشکلی از ابتدا وجود نداشته است. جهان را همانند نوزادی تازه متولد شده می‌دیدم.

دریافتم که به زبان آوردن با سخن گفتن از قلب تفاوتی عمیق دارد. بار اول، برای رهایی از دردها، بخشش و رهایی را فقط بر زبان راندم، اما بار دوم، آن را از صمیم قلب گفتم. با این حال، وقتی شدت سختی‌ها همچنان ادامه یافت، دریافتم که آن‌ها در حال سوزاندن باقی‌مانده ناآگاهی و غرور من بودند، نه برای عذاب دادنم. فهمیدم که این ما هستیم که با افکارمان، خود را به زنجیر کشیده و رنج می‌دهیم. پس از آن، ایده‌ها یکی پس از دیگری در من شکوفا شدند و سال‌به‌سال، موفقیت‌های بیشتری را تجربه کردم. در سال ۲۰۲۰، نقطه عطف دیگری را پشت سر گذاشتم: آشنایی با “آگاهی نور” و جدایی از مکتب عرفان کیهانی.

روزی تصمیم گرفتم دریافت‌های قلبی و آگاهی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارم. از آنجا که در گذشته مربی عرفان کیهانی بودم، بسیاری از افراد از من خواستند تا آموزش‌های آن مکتب را در فضای مجازی ارائه دهم. در مدت کوتاهی، صدها نفر در کلاس‌های من ثبت‌نام کردند. این موضوع خشم مسئولان مؤسسه را برانگیخت و از من خواستند که هنرجویان را به سمت خودشان هدایت کنم. من این کار را انجام دادم، اما هیچ‌کس کلاس مرا ترک نکرد. همین مسئله خشم آقای طاهری را بیش از پیش برانگیخت. زمانی که آن‌ها مهلتی یک‌شبه برای تصمیم‌گیری و بازگشت همراه با توبه به من دادند، تا صبح در اندیشه بودم. باید به ندای قلبم گوش می‌دادم یا با عذرخواهی، رها کردن اندیشه‌های خود و نادیده گرفتن نشانه‌های قلبم، دوباره به عرفان کیهانی بازمی‌گشتم؟

اما دریافتم که همین ندای قلب بود که مرا از آن جهنم بیرون کشید. همین ارتعاش قلبم در گفتارم بود که بر علاقه‌مندان تأثیر می‌گذاشت و دلیل ماندن آن‌ها در کلاس‌هایم می‌شد. هیچ‌کس مرا ترک نکرد، زیرا همه به دنبال ندای قلب بودند. در نهایت، روز بعد، مورخ23 ژولای 2020، پس از ۱۵ سال تدریس در عرفان کیهانی، با رهایی از اسارت عقیدتی و تحمل تمامی ترورهای شخصیتی و تهدیدهای آقای طاهری، مربیان و شاگردان آن مکتب به دلیل جدایی‌ام، مسیر آزاداندیشی را برگزیدم. از آن پس، گسترش آگاهی نور، دریافت‌های درونی و پیام‌های قلب را رسالت خود قرار دادم.

در مدت کوتاهی، علاقه‌مندان کشف حقیقت بیشتری به من پیوستند و همین امر انگیزه‌ای شد تا آموزه‌های مسیر آرامش را طراحی و بنیان‌گذاری کنم؛ راهی برای کمک به کسانی که درگیر مشکلاتی هستند که من خود تجربه کرده‌ام. آموزه‌هایی که در ابتدا با یک کلاس درسی شروع شد و اکنون در آغاز سال 2025 به 240 جلسه و بیش از 1200 لایو گسترش یافته است. اما آگاه باشید: هر فرد باید مسیر خود را طی کند و هیچ راه میانبری برای رهایی سریع از دردها وجود ندارد. من فقط همراه شما هستم تا با آگاهی، از این مسیر عبور کنید.
در آموزه‌های مسیر آرامش…

زمینه‌های نمایش داده شده را انتخاب نمایید. بقیه مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • شناسۀ محصول
  • امتیاز
  • قيمت
  • موجودی
  • دسترسی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیح
  • محتوا
  • وزن
  • اندازه
  • اطلاعات اضافی
  • نویسنده
  • قسمت
  • زبان
برای مخفی‌کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک نمایید
مقایسه
توجه: شما مجاز به کپی محتوا یا مشاهده سورس نیستید!!