جهان بیقضاوت است؛ این ما هستیم که باید رشد کنیم
جهان بیقضاوت است؛ این ما هستیم که باید رشد کنیم
چارلز داروین در نوشتههای خود بیان میکند که جهان هیچ هدفی ندارد: نه قصد خوشحال کردن ما را دارد و نه میخواهد ما رنج ببریم. در طبیعت نه خوبی نه بدی نهفته است؛ سیل، زلزله، بیماری و مرگ، نه مجازاتاند و نه توطئهای علیه انسان. همانگونه که شکوفههای بهاری یا طلوع خورشید پاداش نیکیهای ما نیستند، جهان نه دشمن ماست و نه دوست.
قسمت هایی از این دیدگاه با قوانین نور نیز همسو است، با این تفاوت که در فلسفه نور، جهان نیز هدفمند خلق نشده تا مشکلات ما را ایجاد یا حل کند؛ بلکه ساختار و نرمافزار خاص خودش را دارد که هدفی فراتر از مسائل فردی انسانها دنبال میکند. بنابراین تضاد ظاهری میان دیدگاه داروین و قوانین نور در «بیهدف بودن جهان» وجود دارد، اما هر دو بر این نکته توافق دارند که جهان مستقلاً برای ما مشکلساز یا پاداشدهنده نیست.
برای درک صحیح، باید دو مقوله را از هم تفکیک کنیم: هدف جهان و هدف زندگی انسان. هدف جهان در سطح کلان و کلنگر است، در حالی که هدف زندگی انسان جزءنگریست. از دید جزءنگری، هر فرد مسئول است تا اتفاقات و مشکلات زندگی خود را به رشد و تجربهای سازنده تبدیل کند. هر جزء با ارتقای خود و اشتراکگذاری آگاهی، به جهتدهی و شکلدهی هدف کل جهان کمک میکند. به عبارت دیگر، رشد و ارتقای هر انسان مستقیماً بر پیشرفت و تکامل کل هستی اثر میگذارد.
بنابراین، به جای ناله و اعتراض نسبت به دشواریها، تمرکز بر رشد، آگاهی و توانمندسازی فردی هدف اصلی است. انسانها با این کار نه تنها زندگی خود را معنادار میسازند، بلکه به تحقق هدف کل جهان نیز کمک میکنند.
نتیجهگیری:
-
جهان به خودی خود خوب است و همه چیز در عشق آفریده شده است، نه قرار است برای ما مشکل بیافریند و نه راه حل ارائه دهد.
-
هدف زندگی انسان مستقل از هدف جهان است، اما با رشد و ارتقای فرد، به تحقق هدف کل جهان کمک میشود.
-
مسئولیت ما در این مسیر، تبدیل ناخوشیها و چالشها به تجربه و آگاهی و مشارکت در رشد کل هستی است. حمید قربانی مدرس و موسسس آکادمی مسیر آرامش